|
منوی اصلی
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
جستجو
پیوندها
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
سایه سکوت
می خوام از یه آرزو حرف بزنم......
میخوام
از یه آرزو حرف بزنم............ میخوام
از یه آرزو حرف بزنم بگم
از یه آرزوی نا تموم قصه
از خواستن تو شروع میشه آخرش
با بودنت تموم میشه مگه
من از تو چی خواستم آرزو که
باشی برای من سنگ صبور که
برات خواستنی باشم همیشه با
تو باشم بی تو بودن نمیشه یادته
نم نم بارون تو خیابون.......یادته.... یادته
غروب دلگیر زیر بارون.......یادته..... اگه
باشی واسه من سنگ صبور دل
من بی تو میشه تاج غرور اگه
باشی واسه من تا همیشه با
تو باشم بی تو بودن نمیشه بی
تو بودن لحظه مرگ منه مرگ
من لحظه بی تو بودنه همه
ی حرفامو گفتم واسه تو قصه
ی این دل و می سپارمش به تو تو
اگه گفتی که من لایقتم تو
بدون که تا ابد عاشقتم |+| نوشته شده توسط زیبا در سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386 ساعت 16:29
گفتن لحظه ی آخر........
بی
تواین روزای روشن واسه من تاریکه تاریک وقتی
بی تو تک وتنهام زندگیم معنا نداره ازهمون
روزی که رفتی دل به هیچ کسی ندادم فکرمی
کردم می رسی یه روز تو بی کسیم به دادم گفتن
لحظه آخر واسه من هنوز سواله دیدن
دوباره ی تو فقط تو خواب و خیاله لحظه
های آخرتو، توی قلب من، می مونه هیچکی
مثل من بلد نیست قدر چشماتو بدونه رفتی
و چشمای خیسم یادگاری از تو مونده بی
وفائیات هنوزم تو رو از دلم نرونده چشم
به راه تو می مونم تا که برگردی دوباره می
ترسم وقتی که نیستی دل من طاقت نیاره گفتن
لحظه آخر واسه من هنوز سواله دیدن
دوباره تو فقط تو خواب و خیاله رفتی
اما خاطراتت توی قلب من می مونه هیچکی
مثل تو بلد نیست دلمو بسوزونه تا
وقتی که زنده هستم چشم به راه تو می مونم تودیگه
رفتی که رفتی نمیای پیشم میدونم اما
هرکجا که هستی منو تو دلت نگهدار با
چشای خیس و گریون من می گم خدانگهدار***** |+| نوشته شده توسط زیبا در سه شنبه هفتم فروردین 1386 ساعت 2:2
قول میدم......
قول
میدم وقتی که نیستی عکس تو بغل نگیرم قول
میدم روزی هزار بار واسه اشکات نمیرم قول
میدم وقتی که نیستی پای عشق تو نسوزم قول
میدم در انتظارت چشمامو به در ندوزم می
دونی که خیلی خستم می
دونی دلم گرفته می
دونی دوریت عذابه می دونی گریم
گرفته می
دونم برنمی گردی می
دونم رفتی که رفتی دروغ بود هر چی می گفتی، می دونم… همیشه
تو مهربونی واسه این قلب شکسته واسه
این حس غریبم که
فقط دل به تو بسته بیا
برگرد تا که قلبم تو رو از خونه نرونده دیگه
از آخر قصه حتی یک لحظه نمونده***** |+| نوشته شده توسط زیبا در سه شنبه هفتم فروردین 1386 ساعت 2:0
دلمو بردی.......
دلمو
بردی باز از نو، دیگه چی میخوای؟ دارو
ندارم مال تو ،دیگه چی میخوای؟ برو
بذار بسوزم من با بی کسی هام برو
بذار بمونم با دلواپسی هام هیچی
نپرس….. فقط برو …..ولی فراموشم نکن شمعمو
،میشم به پات برو خاموشم نکن اگه
یه روز ورق زدی دفتر خاطراتت رو یادت بیار قلب
منو میشینه چشم به راه تو آره
برو …..ولی بدون اینجا یکی می مرد برات باور
نکردی عشقشو اگه قسم می خورد برات می
ری برو …..ولی فقط اینو یادت باشه عزیز اشک
زلالت رو ،جلو چشم غریبه هانریز……………* |+| نوشته شده توسط زیبا در سه شنبه هفتم فروردین 1386 ساعت 1:57
بگو گفتم یا نگفتم؟..............
به
تو گفتم قبل رفتنت اگه نباشی یک روزمی
میرم ،ازپا
می افتم به
تو گفتم خودمو می کشمو پر میزنم تو آسمونها بگو
گفتم یا نگفتم؟ به
تو گفتم زنده ام با نفس خیال چشمات ،چشاتم تنهام گذاشتن حالا
من موندمو اشک و بغض و آه و عکس پاره ی تو و من بگو
گفتم یا نگفتم؟ مگه
بهت نگفته بودم بی تو روزگار من تیره و تاره حالا
یادگار من بعد سفر کردن تو طناب داره دیگه
جون نداره دستام آخر قصه رسیده عطر
تو مثل نفس بو دواسه ی این نفس بریده***** |+| نوشته شده توسط زیبا در سه شنبه هفتم فروردین 1386 ساعت 1:54
گل شکسته
آخه
گلی شکسته تو دست تو اسیرم اگه
نیای تو پیشم یه وقت دیدی میمیرم محتاج
یک نگاتم تا جون دارم فداتم محتاج
یک نگاتو رد بکنی میمیرم دست
وپامو گم میکنم وقتی نگام میکنی تو نفس
نفس حال میکنم وقتی صدام میکنی تو تو
دفتر خاطرهام تو بغض و توآرزوهام اسم تو هک شده برام میخوام
بگی بسوزم ،دارم میسوزم ،خدای من اشک
چشامو دیدی بگو به چی رسیدی از سر بیقراری مردم از چشم انتظاری میدونی
که دوستت دارم واسه اینکه دل میسوزونی تو گفتم
بهت دوستت دارم اما حالا من پشیمونم برو
به درک برو به درک…………..* |+| نوشته شده توسط زیبا در سه شنبه هفتم فروردین 1386 ساعت 1:49
عروس آرزوهام
عروس
آرزوهام***مامان *** ببخش عروس قصه
دلم جوونی کرده با
تو اگه یه لحظه نامهربونی کرده چه
سرنوشت خوبی وقتی خود خدا هم برای خوشبختیمون پا درمیونی
کرده
عروس
خوب قصه عروس آرزوهام وقتی
که خیلی تنهام قهر نکن با چشمام قهر
نکن عشق من قهر تو آتیشمه من
نمی خوام بسوزم وقتی دلت پیشمه برای
داشتن تو چه راه دوری رفتم دلم میخواد بدونی راهو چه جوری
رفتم * دلت پیشمه مامان* |+| نوشته شده توسط زیبا در سه شنبه هفتم فروردین 1386 ساعت 1:47
|